مهارت‌های انگلیسی

یادگیری زبان انگلیسی با ترانه

یادگیری زبان انگلیسی با ترانه
نویسنده: موسسه باران
اشتراک گذاری این مطلب

آیا می‌خواهید با روشی جادویی از شر کیلوهای اضافه وزنتان خلاص شوید؟! آیا می‌خواهید بدون اینکه رژیم بگیرید یا ورزش کنید به فرم ایده‌آل برسید؟! آیا می‌خواهید در چشم برهم‌زدنی انگلیسی را فوتِ آب شوید؟! آیا می‌خواهید تمام رازهای ثروتمند شدن را در کسری از ثانیه بیاموزید؟! آیا می‌خواهید تمام علم هستی را در فقط 3 جلسه فرا بگیرید؟!

هر بار پیام تبلیغاتی را در شبکه‌های مجازی یا روی موبایلم می‌بینم شبیه به یکی از اینها است! جملاتی که در نگاه اول توجه ما را به خود جلب می‌کند، اما اگر کمی دقیق‌تر به آن نگاه کنیم می‌بینیم که واقعاً چنین چیزهایی ممکن نیست. اما طراحان تبلیغات خوب می‌دانند دست روی چه موضوعاتی بگذارند، آنها از تمایل ما برای حصول نتایج یک‌شبه و بی‌زحمت استفاده می‌کنند. آنها باعث می‌شوند تا ما بیشتر و بیشتر افرادی «کوتاه‌مدت» باشیم و مدام به دنبال میان‌برهایی برای کوتاه کردن مسیر موفقیت، خواه موفقیت در کاهش وزن خواه یادگیری زبان انگلیسی.

البته من هم آرزو می‌کنم روزی برسد که بتوان با خوردن کپسول و تحمل درد تزریق زبان انگلیسی را کامل یاد گرفت. حتی شاید خودم هم هرازگاهی هوس کنم یکی از این روش‌های میان‌بر را امتحان کنم تا ببینم واقعاً راهی برای کوتاه کردن مسیر یادگیری کشف شده است؟ آیا واقعا یادگیری مهارتی جدید بدون صرف زمان، تمرین و تکرار امکان‌پذیر است؟ آیا واقعا امکان دارد قرمه‌سبزی جاافتاده‌ای را در نیم ساعت پخت؟!

اما متاسفانه هر بار چیزی جز ناامیدی از خودم و احساس هدررفت زمان و پول به من دست نمی‌دهد. چیزهایی در زندگی هست که با گذر زمان ساخته می‌شود و اصرار به تسریع این روند مخرب است. یادگیری زبان انگلیسی هم یکی از آن چیزهایی است که باید برای آن زمان صرف کرد و البته این من نیستم که چنین ادعایی دارم؛ این موضوع به دست مغز ما است. گرچه تمایل درونی همه ما این است که در کوتاه‌ترین زمان به بزرگ‌ترین دستاورد ممکن برسیم، اما واقعیت این نیست. سازوکار مغز ما برای یادگیری مهارت‌های جدید میان‌بر ندارد. فرض کنید در دشتی وسیع پر از ساقه‌های بلند گیاهان هستید. راه رفتن در چنین دشتی خیلی سخت است، درست مانند اولین قدمی که برای یادگیری مهارت جدید باید برداریم. اما هر چند بار که این مسیر را برویم، راه هموارتر و سرعت ما بیشتر می‌شود. این همان اتفاقی است که باید در مغز ما و در مسیر میان نورون‌ها اتفاق بیفتد تا سیگنال‌های الکتریکی سریع‌تر بین نورون‌های ما ردوبدل شوند. ایجاد چنین پیوندهایی زمان نیاز دارد، خوشبختانه قسمتی از این فرایند به‌طور ناخودآگاه توسط مغز انجام می‌شود ولی خبر بد این است که حتی قسمت‌هایی که ناخودآگاه انجام می‌شود هم نیاز به زمان دارد. درست مثل جاافتادن قرمه‌سبزی! پس صبور باشید و عجله نکنید، فشار آوردن به خودتان برای رسیدن به هدفی بزرگ در کوتاه‌مدت جز ایجاد استرس و نهایتاً احساس بی‌استعداد بودن عایدی‌ای نخواهد داشت.

اما خبر خوبی هم هست، گرچه مسیر زبان‌آموزی طولانی است و به تمرین و تکرار نیاز دارد ولی می‌توان این مسیر را لذت‌بخش‌تر کرد و به قول معروف به جای مقصد از مسیرش لذت برد. یکی از انواع جذاب یادگیری که طرفداران زیادی هم دارد یادگیری با فیلم و موسیقی است. به شما هم توصیه می‌کنم این روش را امتحان کنید،‌ خصوصاً اگر به شنیدن موسیقی‌های غربی علاقه دارید و احیاناً خواننده یا گروه محبوب و موردعلاقه‌ای هم دارید. البته این کار هم باید با اصولی انجام شود و صرفاً گوش دادن به هر روشی منجر به خروجی نمی‌شود. اول از همه اینکه باید برای این کار آدابی را رعایت کنید.

توصیه من این هست که برای انتخاب موسیقی یا فیلم با مربی یا معلمی مشورت کنید و از او بخواهید موسیقی‌هایی به شما معرفی کند که با سطح زبان شما تطابق بیشتری دارد. از موسیقی‌هایی شروع کنید که قبلاً بارها شنیده‌اید ولی هرگز سراغ متن شعر آنها نرفته‌اید. البته یادتان باشد که به‌واسطه رعایت ریتم و بازی‌های کلامی ممکن است کلمات و جملات به نحوی ادا شوند که قبلاً نشنیده‌اید یا کلمات طوری با هم ترکیب شوند که تنها یک زنجیره صدایی بشنوید و سخت بتوانید آنها را از هم تفکیک و به کلماتی مجزا تبدیل کنید.

یادگیری زبان انگلیسی با ترانه

گام اول:

موسیقی را 10 الی 15 بار بدون مراجعه به متن بشنوید. ترجیحاً این کار را با تمرکز و دقت کافی انجام دهید. احتمالاً گوش دادن زمانی که در تاکسی یا اتوبوس هستید چندان باتمرکز و دقت نمی‌تواند انجام شود. پیشنهاد من این هست که خواننده یا گروه ثابتی انتخاب کنید تا با نحوه ادا کردن کلمات و جملات یک نفر آشناتر بشوید. اما اگر طرفدار تنوع هستید، می‌توانید به تناوب به ترانه‌های جدید گوش دهید.

گام دوم:

بعد از شنیدن 10 الی 15 دفعه، که می‌تواند طی روزهای متفاوت انجام شود، سعی کنید تک کلمه‌ها یا جملاتی را که متوجه می‌شوید بنویسید. شکی نیست که بسیاری از کلمات و جملات ترانه‌های غربی به دلایلی که بالاتر گفتم سخت قابل‌تشخیص هستند. پس یادتان باشد که قرار نیست یک شبه تمام گره‌های آوایی انگلیسی برای ما باز شود. ولی در حال تقویت پیوند نورون‌های مختص زبان انگلیسی در مغزمان هستیم.

گام سوم:

بعد از اینکه چندین بار ترانه را شنیدید و سعی کردید کلمات و جملاتی از دل آن را روی کاغذ بیاورید به سراغ متن ترانه بروید. احتمالاً با جستجوی اینترنتی خیلی سریع می‌توانید شعری که به دنبالش هستید را پیدا کنید. حالا زمان آن است که به خودتان امتیاز دهید. به یادداشت‌های خود برگردید و آن را با متن اصلی مقایسه کنید. قسمت‌هایی که درست متوجه شدید را ببینید و سعی کنید با گوش دادن مجدد ترانه اشتباهات خود را کشف کنید. احتمالاً در این مرحله شگفت‌زده می‌شوید که چطور کلماتی توسط خواننده با هم ترکیب شده‌اند، اما به شما قول می‌دهم که با کمی تحمل ابهام در قدم‌های اولیه،‌ تجربه شنیداری شما بیشتر شده و راحت‌تر می‌توانید متوجه باقی ترانه‌ها شوید.

در انتها بعد از انجام این سه گام، سعی کنید معنی کلمات و اصطلاحات جدید را پیدا کنید و به‌طور کلی مضمون کلی ترانه را متوجه شوید. بعد از اینکه این سه گام را انجام دادید می‌توانید به آن ترانه به چشم یک جزوه بعد از یک کلاس درس نگاه کنید. و اما دو پیشنهاد ویژه:

پیشنهاد اول) بعد از اینکه متن ترانه را با یادداشت‌های خود چک کردید و معنی اصطلاحات جدید را پیدا کردید، حتماً ترانه را چند بار دیگر و طی روزهای متمادی زمانی که به سر کار می‌روید یا در ترافیک هستید گوش بدهید. این ترانه‌ها را روی گوشی خود در لیستی جداگانه داشته باشید و با گذشت زمان لیست خود را کامل‌تر کنید.

پیشنهاد دوم) بعد از اینکه پیشنهاد اول را انجام دادید و بعد از کار کردن روی متن ترانه،‌ باز هم آن را در روزهای مختلف گوش دادید، سعی کنید همزمان با خواننده متن ترانه را زمزمه کنید. یکی از دلایلی که به شما پیشنهاد کردم موسیقی‌ها را با مشورت معلم یا مربی انتخاب کنید به همین جهت است که بتوانید متن ترانه‌ها را با کمی تلاش کامل متوجه شوید. در این زمان می‌توانید تمرین سایه را انجام دهید و سعی کنید تلفظ و سرعت صحبت کردن خود را مطابق با اصل ترانه کنید.

این موضوع را هم در نظر داشته باشید که معمولاً متن ترانه‌ها مملو از مسائل و اصطلاحات فرهنگی و تاریخی است که ممکن است برای شنونده غیربومی راحت قابل‌درک نباشد. ولی این موضوعات نباید مانعی برای شما و لذت‌بخش‌تر کردن مسیر یادگیری‌تان شود. پس اگر با مفاهیمی برخوردید که به‌راحتی معنی‌شان قابل‌کشف نبود، نگران نشوید.

منبع: کانون ویرایش و ترجمه


اشتراک گذاری این مطلب

درباره نویسنده

موسسه باران

دیدگاه اول

ارسال دیدگاه